<-BlogAndPostTitle->
مراسم آخر ماه صفر۸۹

و

مراسم ٥شب آخر ماه صفر

اصفهان خ ابولحسن اصفهانی خ شهدای خواجو دومین کوچه سمت راست مسجد وحدت


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 04:26 موضوع | لینک ثابت

محرم

با سلام خدمت همه ی عاشقان اباعبدالله الحسین (ع)

امسال مراسم محرم هیئت علمی فرهنگی فاطمةالزهرا(س) در دهه ی اول محرم به این آدرس برگزار میگردد.

اصفهان خ چهارباغ خواجو خ شهدای خواجو مدرسه راهنمایی مظهری

از ساعت 8شب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 18 آذر 1389 ساعت 05:47 موضوع | لینک ثابت

مراسم محرم الحرام۱۳۸۸

                                                         بسمه تعالی

غریب ارباب غریب ارباب منو دریاب منو دریاب
 مراسم محرم الحرام امسال به مدت 10شب
اصفهان خ جی خ رشحه
از همه ی بازدیدکنندگان عزیز دعوت می شود در مراسم سوگواری حضرت اباعبدلله الحسین(ع)
هیئت فاطمه الزهرا(س) شرکت نمایند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در جمعه 27 آذر 1388 ساعت 02:51 موضوع اطلاعيه ها | لینک ثابت

فاطمیه۱۳۸۸

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت      ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

برحاشیه برگ شقایق بنویسید                گل طاقت بین در و دیوار نداشت

اسلام علیک یا فاطمةالزهرا(س)

۵ شب شور وعذاداری

زمان:۴الی۸خردادماه از نماز مغرب وعشاء

مکان:اصفهان خیابان جی خیابان پروین خیابان دشتستان  کوچه شماره۱۱شهید پرویزحسینی پلاک۴۳


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در شنبه 2 خرداد 1388 ساعت 06:50 موضوع اطلاعيه ها | لینک ثابت

با آرامش،در بحث هاپیروز شوید

بحث

به راستی شعله ی خشم دیگران را چگونه می توان خاموش کرد؟ این عمل ، روش های مخصوصی دارد که اگر آن ها را در موقعیت های مناسب به کار گیرید ، می توانید فرد خشمگین را آرام سازید. در زیر به تعدادی از این شیوه ها اشاره شده است:

 

به فرد عصبانی بگویید که به طور کامل ، حق با اوست:

حرف های او را تأیید کنید. این کار سبب می شود دست از عصبانیت بردارد. با او هم عقیده شوید و بدانید که به این ترتیب، کوتاه می آید. بنابراین، به جای این که با او بحث کنید ، مشتاقانه به حرف هایش گوش دهید چرا که بزرگ ترین مشکل او، نیاز به حس همدلی و درک شدن از سوی دیگران است.سر فرصت وقت برای قانع کردن او وجود دارد.

 

او را وادارید که سخنان آتشین خود را بدون مخالفت بر زبان آورد:

هنگامی که عصبانیت خود را خالی کرد ، به او یادآور شوید که قبولش دارید و متوجه گرفتاری اش هستید ، ولی از او خواهش کنید در صورت امکان، یک بار دیگر، مشکلش را بر زبان آورد تا شما، آن را اندکی بهتر دریابید. لحظه ای که او شروع به بازگویی مسأله اش می کند ، آرام آرام از خشمش کاسته می شود .

جر و بحث، هرگز منطقی نیست زیرا شما را حتی در عین پیروزی، مغلوب جلوه می دهد ، به جای بگو مگو از کلمه هایی استفاده کنید که به غرور طرف مقابل آسیب نرسانده و جذاب و گیرا باشد.

 

 

جر و بحث های کلامی را به راحتی پایان دهید:

 

به جای این که با جر و بحث در مورد امور جزئی، شانس کامیابی خود را از دست بدهید، بر خشم خود غلبه کنید. جر و بحث، هرگز منطقی نیست زیرا شما را حتی در عین پیروزی، مغلوب جلوه می دهد ، به جای بگو مگو از کلمه هایی استفاده کنید که به غرور طرف مقابل آسیب نرسانده و جذاب و گیرا باشد.

 

هرگز تحت تأثیر احساسات قرار نگیرید:

در عین این که دارای احساسات هستید ، از فشارهای احساسی دوری جویید. در این صورت است که هیچ گاه به جر و بحث های بیهوده، گرفتار نمی شوید. در ضمن، برای شعله ور کردن خشم دیگران، سوخت فراهم نسازید!!

 

چنان چه نسبت به شما بی حرمتی شده است ، آن را نادیده انگارید:

توهین دیگران را با تبسمی، بی اثر سازید. وقتی شما جر و بحث راه نیندازید ، آنان ساکت می شوند.

 

اظهار نظرهایی را که مانند شمشیر به دیگران ، جراحت وارد می کنند ، از یاد ببرید:

همه ی واژه های طعنه آلود ، انتقادی و دلسرد کننده را از فرهنگ واژه ای تان بزدایید ، مهربان، دلسوز و همدل باشید. به فرد خشمگین، اجازه دهید فکر کند که حق با اوست تا برنده ی این نزاع لفظی شود.

 

به سادگی ، انتقاد پذیر باشید:

او را به خاطر ابراز نظر هوشمندانه اش بستایید و بگویید که به طور کامل، درست می گوید.

به جای حاضر جوابی های انتقام جویانه، با تمجید، او را شگفت زده کنید.

 

در حضور فرد غضبناک، به نرمی سخن بگویید:

هر چه با او آهسته تر حرف بزنید به طوری که به سختی کلام شما را بشنود ، سریع تر می توانید جلوی خشمش را بگیرید و به ناچار مجبور خواهد شد آهنگ صدایش را پایین آورد .

 

چهره ی خویشتن را با تبسم، مزین کنید و گرم و محکم با او دست بدهید:

برای لبخند، تنها 12 عضله ی شما به کار می افتد ولی برای اخم کردن 46 عضله به زحمت می افتد. بنابر این، از اخم کردن بپرهیزید و انرژی کمتری هدر بدهید.

فرد عصبانی فقط زبانی را در می یابد که با ایده هایش سازگار باشد و تنها چیزی را می پذیرید که آن را بفهمد، از این رو، به زبان او حرف بزنید.

در همه حال ، آرام نمایان شوید:

هیچ گاه صدای تان را بالا نبرید. دیگران هم در برابر آرامش شما می کوشند هم چون شما آرام باشند و آن گاه عصبانیت از بین می رود.

در لحن صدای تان، خوش بینی و خشنودی را حفظ کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در دوشنبه 12 اسفند 1387 ساعت 01:52 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

گزارش عجيبي از علت ازدواج بهائيان با محارم

بهائيت

سيد کاظم موسوي پژوهشگر فرق مذهبي با اشاره به شکايت اخير يک دختر از پدر بهاييش پرده از حکم ازدواج با محارم در آيين بهاييت برداشته و مي نويسد: در آموزه هاي بهائيت روحي متضاد و ناسازگار با تعاليم انساني وجود دارد و سران تشکيلات علي رغم اينکه سعي دارند خلاف آن را ثابت کنند ديده مي شود که احکامي از سوي تشکيلات به افراد القاء کرده و مي کنند که ضديت با روح انسانيت دارد.  

به نقل از اينده نيوز ، وي مي نويسد: چندي پيش خبري در رسانه ها منعکس شد مبني بر اينکه فردي بهائي با يکي از محارم خويش زنا نموده، براي اينکه مشخص شود شخص خاطي با چه انگيزه و زمينه هايي اقدام به چنين عمل شنيع نموده است لازم است که با مباني آموزه هاي بهائيت در امر ازدواج آشنا گرديم .

در دستورات تشکيلات بهائيت، ازدواج واجب بوده و هدف عمده آن بقاي نسل است که ميرزا حسينعلي (موسس فرقه بهائيت) در کتاب اقدس به آن اشاره دارد ، و يا در يکي از دستورات تشکيلاتي که از سوي اسرائيل بر بهائيان وارد شده است چنين آمده است :« امر بهائي به اهميت روابط جنسي واقف است و ازدواج هاي بي بند و بار بدون اولاد و نتيجه را محکوم مي کند .» ( آهنگ بديع مهر و آبان 1352ص 7)

از آنجايي که در اين آموزه ها هدف اصلي ازدواج ازدياد نفوس و گسترش جمعيت به هر شکل ممکن مي باشد اين گونه اقدامات در جامعه بهائي محال نمي باشد . از آنجايي که اين فرقه يک فرقه تشکيلاتي است و در درون خود داراي محاکم حقوقي مي باشد احتمال درز خبر آن در رسانه ها کمتر اتفاق مي افتد. طبق دستور بيت العدل در مورخ 3 آپريل 2007 ارجاع اختلافات احباء به مراجع دولتي (قضائي) نهي و مخالف مصالح تشکيلات قلم داد شده است و حل اختلافات را به عهده تشکيلات گذارده است و آنها نيز اظهار اميدواري کرده اند که رسيدگي به اختلافات به گونه اي باشد که نيازي به مراجعه به محاکم دولتي پيش نيايد به هرحال اين باعث نمي شود که اجراي قوانيني که حتي انسان هاي نخستين از آن روي گردان بوده اند و از سوي برخي ازبهائيان به مورد اجرا گزارده مي شود هر از چند گاه به گوش جامعه نرسد .

از آنجايي که در اين آموزه ها هدف اصلي ازدواج ازدياد نفوس و گسترش جمعيت به هر شکل ممکن مي باشد اين گونه اقدامات در جامعه بهائي محال نمي باشد

 در پيام 15 ژانويه 1981 بيت العدل چنين آمده است :" شما راجع به محدوديت هاي حاکم بر ازدواج با اقارب ، سواي موردي که ازدواج با زن پدر را ممنوع مي سازد ، سوال کرده ايد بيت العدل همچنين خواسته اند به اطلاع شما برسانيم که آن معهد اعلي، هنوز موقعيت را براي صدور قوانين تکميلي راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضي نمي داند بنابر اين در حال حاضر تصميم گيري در اين مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده"

براي نمونه مي توان به دستور ازدواج با اقارب را که در کتاب حدود و احکام به صراحت آمده اشاره نمود ؛ در آنجا است که اين امر را تا رسيدن به نتيجه که همانا قوت گرفتن از نظر تعداد جمعيت بلا مانع دانسته است .

در آموزه هاي بهائيت تنها زن پدر است که محرم شناخته شده و بهائيان حق ازدواج با او را ندارند و مابقي مانند دختران، خواهران، خاله ها، عمه ها و ........ براي ازدواج و رابطه جنسي حلالند!

در رساله سوال و جواب ، سوال 50 در مورد حرمت ازدواج با اقارب سوال شده که ميرزا حسينعلي در جوابش چنين گفته :" اين امور به امناي بيت العدل راجع است ".

بهائيت

که در پي آن ، در پيام 15 ژانويه 1981 بيت العدل چنين آمده است :" شما راجع به محدوديت هاي حاکم بر ازدواج با اقارب ، سواي موردي که ازدواج با زن پدر را ممنوع مي سازد ، سوال کرده ايد بيت العدل همچنين خواسته اند به اطلاع شما برسانيم که آن معهد اعلي، هنوز موقعيت را براي صدور قوانين تکميلي راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضي نمي داند بنابر اين در حال حاضر تصميم گيري در اين مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده" .

محول کردن اين حکم به جامعه بهائي در واقع تائيد ويک نوع مسکوت گذاشتن حکم است که نشان مي دهد مفهوم حکم قطعي در آموزه هاي بهائي با اصول انساني در تعارض است. در هيچ جامعه اي چنين مرسوم نبوده که امور به اين مهمي به مردم تفويض شود .

متاسفانه شاهديم که امروزه خانواده بهائي با چنين قوانيني در معرض آسيب ها و نا امني هاي بسيارجدي قرار دارد بطوري که اشخاص بهائي در کانون خانواده به جاي تجربه مفاهيم مثبتي چون محبت، همدلي، ايثار و... ، خشونت جنسي را توسط نزديکان واعضاي خانواده تجربه مي کنند . حال اين سوال در ذهن هر انسان آزاده اي متصور مي شود که در آموزه هاي بهائيت حق انساني زني که مورد تجاوز خويشان نزديک خود قرار گرفته و مي گيرد چه مي شود ؟ اگر هم به دستورات بيت العدل توجه نمايد و به سران تشکيلات مراجعه کند حيثيت بر باد رفته را چگونه مي تواند بدست آورد ؟ آيا به اين حساب مي توان به عدالت، حقيقت و يا انسانيت رسيد ؟ آيا سران تشکيلات با توجه به ورود به قرن بيست ويکم وگسترش دانش بشر در حوزه پزشکي باز هم نيازمند گذر زمان است تا بتواند به يک نتيجه معقول برسد ؟

اين ديگر بر مي گردد به نتايجي که افراد بهائي که بدون تعصب ، به قوانين ساختگي سران تشکيلات توجه نمايند و خود به پوچ بودن اين سازمان جهنمي و شيطاني برسند .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 10 بهمن 1387 ساعت 04:30 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

گزارشي از فيلم ضد اسلامي فتنه

fitna

هشدار! اين فيلم داراي تصاوير خشن است!

فيلم با اين هشدار آغاز مي‌شود:

فيلم شامل دو بخش است. بخش اول به بيان برخي آيات و احكام اسلامي مي‌پردازد و صحنه هايي ازعمليات‌هاي تروريستي كه به مسلمانان نسبت داده شده نشان مي‌دهد و بخش دوم به غربي‌ها و مسيحيان هشدار مي‌دهد كه آگاه باشيد كه اسلام اروپا را فتح خواهد كرد و اين که بايد براي آزادي به مبارزه با اسلام برخيزيم.

قرآني نشان داده مي‌شود و بعد از چند لحظه باز مي‌شود در حالي كه صفحات اين قرآن كاهي است  شايد براي القاي اين مطلب كه قرآن متعلق به قرن‌ها پيش است؛ در اين صفحات كاهي آياتي از قرآن نيست و تمام فيلم در اين قرآن بدون نوشته نمايش داده مي‌شود.

قرآن باز مي‌شود. در سمت راست كاريكاتوري از پيامبر اكرم به نمايش گذاشته مي‌شود و در سمت چپ ثانيه شماري نشان داده مي‌شود.

کتاب بدون خط با برگه‌هاي خالي از نوشته که انگار قرآن است ورقي ديگر مي‌خورد و سوره انفال آيه 60 نشان داده مي‌شود در حالي كه يك قاري آن را قرائت مي‌كند.

fitna

و آيه را اين گونه ترجمه مي‌كند:

هر آنچه مي‌توانيد از نيروها و اسباب جنگي جمع كنيد تا در دل دشمن‌تان وحشت (ترور) بيفكنيد.

ترجمه آيه بر اساس ترجمه آقاي فولادوند:

«هر نيرويي در قدرت داريد، براي مقابله با آن‌ها (دشمنان)، آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاي ورزيده (براي ميدان نبرد)، تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و (همچنين) گروه ديگري غير از اينها را، كه شما نمي‏شناسيد و خدا آنها را مي‏شناسد! و هر چه در راه خدا(و تقويت بنيه دفاعي اسلام) انفاق كنيد، به طور كامل به شما بازگردانده مي‏شود؛ و به شما ستم نخواهد شد! (60)»

بسيار واضح است كه از اين آيه سوء تعبير شده و معناي مندرج در فيلم بيان کننده‌ي مفهوم اين آيه نيست. اين آيات در زمان جنگ با کفار نازل شده و در جنگ هم که نقل و نبات پخش نمي‌کنند!

بعد از تلاوت آيه، صحنه هايي از 11 سپتامر و انفجار بمب در قطاري در اسپانيا نشان داده مي‌شود و در صفحه مقابل آن ترجمه آيه به زبان انگليسي نشان داده مي‌شود.

fitna

بلافاصله بعد از نشان دادن صحنه هايي ازعمليات ترورسيتي، تصويري از يك شخصيت مذهبي اسلامي نشان داده مي‌شود كه چنين مي‌گويدچه چيزي خدا را خوشحال مي‌كند؟ خداوند وقتي خوشحال مي‌شود كه كافران كشته شوند.

شخصي را نشان مي‌دهد که دعا مي‌خواند؛ كه در اين جا كارگردان فيلم بي سوادي و سوء غرض خود را نشان داده؛ در حالي كه آن دعا كننده، از خدا طلب مي‌كند دشمنان اسلام را نابود كند؛ اما در ترجمه مي‌آيد كه دشمنان اسلام را نابود كنيد. بعد دعا كننده دعا مي‌كند براي نابودي دشمنان اسلام و نابودي تك تك آن‌ها و باقي نماندن حتي يك نفر از آن‌ها.

دعا که تمام مي‌شود انگار مي‌خواهد بگويد دعاي مسلمانان بر‌آورده شده، صحنه‌هايي از کشته شد‌گان عمليات تروريستي را نشان مي‌دهد.

کتاب که با نام قرآن جلد شده ورقي مي‌خورد و سوره نساء آيه 56 تلاوت مي‌شود.

و ترجمه آيات را اينگونه بيان مي‌كند:

آنان كه ما را اطاعت نكردند، در آتش كبابشان خواهيم كرد. هرگاه پوستشان پخته شود پوست تازه‌اي به آن‌ها خواهيم داد تا دوباره شكنجه شوند، همانا خداوند پيروز و داناست.

 ترجمه اين آيه بر اساس ترجمه آقاي فولادوند:

كساني كه به آيات ما كافر شدند، به زودي آنها را در آتشي وارد مي‏كنيم كه هرگاه پوست‌هاي تنشان(در آن) بريان گردد(و بسوزد)، پوستهاي ديگري به جاي آن قرار مي‏دهيم، تا كيفر (الهي) را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است (و روي حساب، كيفر مي‏دهد). (56)

يك روحاني سني رانشان مي‌دهد كه در حال سخنراني است و در مورد يهود سخن مي‌گويد.

مصاحبه با يك دختر 9 ساله يا 10 ساله مسلمان را نشان مي‌دهد كه اسمش بسمله است و از او در مورد يهود سوال مي‌كند.او مي‌گويد: يهودي‌ها خوك و ميمون هستند.

fitna

از او مي‌پرسند اين را كي گفته؟

مي گويد: خدا در قرآن گفته

بعد صحنه هايي از عمليات‌هاي تروريستي و انفجار بمب در انگلستان را نشان مي‌دهد.

کارگردان مي‌خواهد اسلام را شبيه نازيسم هيتلري جلوه دهد و عكس هايي به اين شرح به نمايش مي‌گذارد:

1. عكسي از يك مسلمان به همراه يك پلاكارد كه در پلاكارد نوشته شده آماده هولو كاست واقعي باشيد-تصوير-

2. عكسي از يك مسلمان به همراه يك پلاكارد كه در پلاكارد نوشته شده رحمت خدا بر هيتلر.

3. جالب است كه در ادمه عكسي از رژه سپاه نشان مي‌دهد در حالي كه دستان‌شان به طرف بالا يعني همان سلام هيتلري است كه اين ديگر خيلي مضحك است.

قرآن ورقي مي‌خورد و آيه 4 سوره محمد قرائت مي‌شود و در ترجمه آن چنين بيان مي‌شود.

چون با كافران رو به رو شديد گردن‌شان را بزنيد و چون آنها را سخت فرو فكنديد اسيرشان كنيد و سخت ببنديد؛ آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه تا انگاه كه جنگ به پايان رسد.

ترجمه آيه بر اساس ترجمه آقاي فولادوند:

و هنگامي كه با كافران(جنايت‏پيشه) در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد،(و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافي دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادي از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آري) برنامه اين است! و اگر خدا مي‏خواست خودش آنها را مجازات مي‏كرد، اما مي‏خواهد بعضي از شما را با بعضي ديگر بيازمايد; و كساني كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمي‏برد! (4)

و بعد از آن مصاحبه‌اي با تئو ونگگ و قاتلش را نشان مي‌دهد. كه قاتلش مي‌گويد اگر آزاد شوم باز اين كار را خواهم كرد.

بعد از آن صحنه‌اي از تظاهرات مسلمانان را نشان مي‌دهد. و حرف هايي كه زده مي‌شود. تظاهراتي كه بر عليه توهين به اسلام بود؛ كه در آن‌ها حرف هايي هم زده‌مي شود؛ كه شما مسيحيان تقاص كار خود را با خون خود خواهيد داد و...

بعد صحنه هايي از قمه زني را نشان مي‌دهد و شخصي را نشان مي‌‌دهد كه در دستش قرآن است و در دست ديگرش قمه.

البته فقط قمه‌هاي خوني را نشان مي‌دهد و همين.

و بعد از اين‌ها چند نفر اسلحه به دست را نشان مي‌دهد در حالي كه فردي را مي‌خواهند قرباني كنند و فيلم محو مي‌شود و کتاب ورق مي‌خورد در حالي كه صداي ناله و زاري يک انسان مي‌آيد؛ همان انساني که مي‌خواستند ذبحش کنند.

در صفحه بعد نشان مي‌دهد كه سر قرباني در دست آن آدم هاست.

در اين صفحه آيه 89 سوره نساء نمايش داده و خوانده مي‌شود. و در فيلم، آيه اين گونه ترجمه مي‌شود:

دوست دارند همچنان كه خود، به راه كفر مي‌روند شما نيز كافر شويد تا برابر گرديد. پس با هيچ يك از آنان دوستي مكنيد. تا آنگاه كه در راه خدا مهاجرت كنند و اگر سر باز زدند در هرجا كه آن‌ها را بيابيد بگيريد و بكشيد و هيچ يك از آن‌ها را به دوستي و ياري بر مگزينيد.

ترجمه آيه بر اساس ترجمه آقاي فولادوند:

آنان آرزو مي‏كنند شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوي يكديگر باشيد. بنابر اين، از آنها دوستاني انتخاب نكنيد، مگر اينكه (توبه كنند، و) در راه خدا هجرت نمايند. هرگاه از اين كار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را يافتيد، اسير كنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياوري اختيار نكنيد!. (89)

اين قسمت از فيلم به مساله ارتداد و حکم قتل مرتدين و قتل آن‌ها توسط برخي از مسلمانان مي‌پردازد وافرادي را نشان مي‌دهد كه مرتد شده‌اند و حكم ارتدادشان صادر شده؛ مانند سلمان رشدي.

قرآن ورق مي‌خورد و در صفحه جديد آيه 39 سوره انفال نمايش داده مي‌شود و اين ترجمه نشان داده مي‌شود:

با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه‌اي نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند، خدا كردارشان را مي‌بيند.

ترجمه آيه بر اساس ترجمه آقاي فولادوند:

و با آنها پيكار كنيد، تا فتنه(شرك و سلب آزادي) برچيده شود، و دين (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرك وفساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداري كنند، (خداوند آنها را مي‏پذيرد;) خدا به آنچه انجام مي‏دهند بيناست. (39)در اين قسمت فيلم به بررسي سخنان سران كشورها مثلا ايران در مورد اينكه اسلام جهان را فتح خواهد كرد و... مي‌پردازد.و قسمت اول که معرفي اجمالي اسلام از نگاه کارگردان و يا ميکس کننده فيلم بود، کاملا اشتباه و با سوء غرض اسلام را معرفي کرده بود و در قسمت دوم فيلم همان طور که گفتم به هشدار به اروپا مي‌پردازد.

در ادامه به بيان اينكه اسلام با زنا و همجنسگرايي مخالف است، صحنه هايي از مجازات‌هاي اسلامي را براي گناه كاران نشان مي‌دهد. صحنه هايي از سنگسار و اعدام؛ و اعلام خطر مي‌كند براي همجنسگرايان كه اسلام مخالف اين‌هاست.

صحنه‌هاي از قمه‌زني را نشان مي‌دهد. قمه زني كودكان و بزرگان. و خلاصه مي‌خواهد به همه هشدار بدهد كه اين اسلام است كه چنين مي‌كند و اسلام است كه مخالف آزادي ماست و اينکه اگر اسلام اين گونه پيشرفت كند هلند و اروپا را فرا خواهد گرفت؛ و آماري را نيز نشان ميدهد که مسلمانان در سال 2007 در اروپا جمعيتي حدود 55000 نفر داشته اند.

بعد از تمام توصيه‌ها و تصوير‌ها و پيام‌هاي بشردوستانه، در آخر قرآني را نشان مي‌دهد كه مي‌خواهند پاره‌اش كنند و صفحه محو مي‌شود.

fitna

برگرفته از:

وبلاگ رند


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در چهارشنبه 20 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

این اعصاب منه !!!

عصباني

 

رسیدن به كمال‌ و سعادت مادی‌ و معنوی نتیجه‌ صبر واستقامت‌ مخصوصا شرح‌ صدر و سعه‌ صدر است‌ و اگر انسان‌ در مقابل مشکلات صبر نداشته‌ باشد و نتواند مشكلات‌ را حل‌ بكند قطعا به‌ جایی‌ نمی‌رسد. بی‌ رنج‌ گنج‌ میسر نمی‌شود بی‌ صبر احدی‌ به‌ جای‌ نمی‌رسد.

داشتن صبر و استقامت‌ مخصوصا در كارهای‌ مهم‌ ضروری است. در دو دستورالعمل‌ به‌ پیغمبر اكرم‌ امر به صبر شده‌ است:‌ ‌«وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا؛ و بر آنچه می گویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جوی» (مزمل/10)

انسان بی صبر اگر به‌ جای هم ‌ رسیده‌ باشد نمی‌تواند حفظش كند؛ اگر دنیا می‌خواهید باید تسلط‌ بر اعصاب‌ داشته باشید؛ باید بتوانید مثل‌ دریا گل‌ ولای‌ها را در خود هضم‌ كنید، كارهای‌ مشكل‌ و حرفهای‌ ناهنجار را در خود هضم‌ كنید؛ تحمل‌ داشته‌ باشید. مشكل‌ وقتی‌ جلو می‌آید اگر قابل‌ حل‌ است‌ باید حل‌ كرد و اگر قابل‌ حل‌ نیست؛‌ اگر می‌شود از كنار آن‌ گذشت‌، باید گذشت‌ و به‌ مطلوب‌ رسید و اگر نمی‌شود از كنار آن‌ گذشت، ‌باید تحمل‌ كرد. پس مراحل زیر را به ترتیب باید انجام بدهیم :

1- باز کردن گره و مشکل.

2- از کنار مشکل گذشتن.

3- تحمل مشکل.

كسى فورا عصبانی مى شود و اعصابش ضعیف است، چه باید بكند؟

یكى از این راه ها تمرین است؛ چرا دست راست شما از دست چپتان قوى تر است؟ به خاطر این كه از دست راست بیشتر كار مى كشید، لذا قوى تر از دست چپ شماست؛ اعضا وجود ما چنین هستند، هر چه از آنها بیشتر كار بكشیم قوى تر مى شوند، لذا علماى اخلاق مى گویند و از روایات اهل بیت هم استفاده مى شود كه افعال و اخلاق براى ما ملكه مى سازند، مثلا اگر نتوانستید در خانه صبر كنید، در مقابل بچه عصبانى شدید، در كلاس در مقابل دانش آموزان عصبانى شدید، تمام این افعال شما براى شما ملكه مى سازد تا بدانجا كه كم كم آدم درنده غضبناكى مى شوید. از نظر جسم هم ضعف اعصاب پیدا مى كنید، اما اگر بر عكس شد، اگر در خانه ناملایمى دیدید صبر كردید، حلم ورزیدید، از حلم صبر پیدا مى شود، از تحلم و تحمل؛ حلم پیدا مى شود، وقتى در مقابل ناملایم صبر كردید روز اول صبر كردید... روز چهارم صبر كردید، كم كم ضعف اعصاب شما از بین مى رود و كم كم ملكه صبر براى شما پیدا مى شود.

منبع: کتاب جهاد با نفس آیت الله مظاهری.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در چهارشنبه 13 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

جلسات پنج شنبه شب ها

با سلام خدمت همه ی همهیئتی های عزیز تمامی همهیئتی ها مطلع باشند که ان شاءالله جلسات عمومی پنج شنبه شبهای هیئت تا محرم الحرام امسال در مکان برگزاری مراسم محرم برقرار خواهد شد. آدرس:خ جی خ رشحه کوچه ی اول سمت چپ


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در دوشنبه 11 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع اطلاعيه ها | لینک ثابت

فتنه ای دیگر در راه است!

فیلم موهن مصاحبه با محمد ساخته می شود

«احسان جامی» عضو شورای شهر «لایدشندام ووربرگ»(Leidschendam-Voorburg) در حومه لاهه از اعضای حزب كارگر و مؤسس كمیته «مسلمانان سابق هلند» قصد دارد فیلم موهن «مصاحبه با محمد» را بیستم آذر ماه به نمایش بگذارد. به گزارش ایكنا به نقل از Dutch news، در این فیلم كوتاه 10 دقیقه‌ای كه به صورت مصاحبه‌ای آماده شده است، بازیگر نقش پیامبر اسلام(ص) به سؤالاتی در زمینه زنان، یهودیان و آزادی افراد برای ترك دین اسلام پاسخ می‌دهد. روزنامه مراكشی «الجریدة الاولی» با اشاره به نگرانی مسلمانان اروپا از نمایش این فیلم نوشت: سازمان‌های اسلامی اروپا برای اعتراض به این فیلم و جلوگیری از نمایش عمومی آن، در حال آماده‌سازی پیش‌نویسی برای تحریم محصولات هلند هستند. یادآوری می‌شود جامی 23 ساله و ایرانی‌الأصل، ساخت فیلم كارتونی سخیفی با عنوان «زندگی محمد» را نیز در پرونده سیاه كاری خود دارد كه موضوع آن مربوط به ازدواج پیامبر اسلام(ص) با همسرش عایشه است؛ این فیلم كارتونی قرار بود آوریل سال گذشته به نمایش درآید اما وزارت دادگستری هلند از نمایش آن جلوگیری كرد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در دوشنبه 11 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

با فرزند عبدالباسط(پسر از پدر می گوید)

استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

اشاره:

سی ام ذی القعده روز درگذشت  یکی از مشاهیر قاریان مصر، استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد، است کسی که نامش برای هر مسلمان در سراسر جهان و بخصوص برای هر ایرانی، آشنا و پرآوازه است. نام عبدالباسط چنان با قرآن عجین شده که هرگاه یادی از او می شود ناخودآگاه صوت زیبا و ترنم دلنشین آیه های نور به ذهن تداعی می کند. صدای عبدالباسط حقیقتا زینت قرآن است که بر طبق حدیث مشهور هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صدای زیباست. صوت سحرانگیز عبدالباسط موهبتی آسمانی بوده که خداوند به این بنده صالح خود ارزانی داشته، و همین امر او را از سایر قاریان متمایز کرده است. طراوت، زنده بودن، زیبایی، گرمی و برخورداری از حس و حال معنوی از ویژگی های صوت این استاد بزرگ است.

شنیدن نغمه دلاویز و سرمست کننده او چنان می کرد که صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام کشاند و خیلی ها را هم با قرآن آشتی داد.

تلاوت های ماندگار استاد هر یک چراغ پرفروغی است که تلألؤ آن دل های زنگار گرفته و غفلت زده را طراوتی دوباره می بخشد و در میان آنها، تلاوت سوره حشر او الحق که میراثی جاودانه گشته است.

اگرچه قاریان مشهور دیگر قرآن، کم و بیش از صدای دلنشین و جذابی برخوردارند و محبوبیتی فراوان در میان مسلمانان به دست آورده اند اما به جرأت و بی هیچ اغراقی می توان ادعا کرد که عبدالباسط سرآمد همه قاریانی است که تاکنون با صدای خوش به تلاوت پرداخته اند. حال با این عظمت و محبوبیت وقتی بشنوی که فرزند این نابغه بی نظیر برای اولین بار قدم به خاک ایران گذاشته است طبیعتا اشتیاق وصف ناپذیری به انسان دست می دهد که او را از نزدیک ببیند و درباره پدر از او سؤال کند. همین شور و شوق ما را نیز واداشت که به دیدار او برویم و طی گفت وگویی مفصل پاسخ خیلی از سؤالات خود را از او بگیریم. برای این کار لازم بود با دست اندرکاران میزبانی ایشان - که برادران معاونت اجتماعی ناجا بودند- هماهنگی می کردیم که از یک هفته قبل، ارتباط و هماهنگی با آنان برقرار شد... ساعات پایانی آخرین شب حضور ایشان در ایران زمانی بود که طبعا با خستگی فراوان استاد همراه بود؛ آن هم به مدت نیم ساعت و در سالن عمومی هتل و به هنگام صرف چای. فرزندی که خود 37 سال دارد و صاحب دو فرزند پسر و دختر، به نام های یوسف و یمنی است.

به یاد دارم هر وقت در اتاق، قرآن می خواندم و او در اتاق دیگری بود و از حضور ایشان بی خبر بودم، او صبر می کرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق می شد. اگر در اثنای تلاوت وارد می شد من تلاوت را قطع می کردم و او برای اینکه من کارم را کامل تمام کنم پس ازتمام کردن آیه به نزدم می آمد، و این خاطره زیبایی برای من است.

¤ وقتی در برابر فرزند نابغه تلاوت قرآن یعنی استاد عبدالباسط بنشینی نخستین چیزی که به ذهنت خطور می کند این است که فرزند درباره پدر صحبت کند و پیرامون عوامل موفقیت و راز و رمزماندگاری او داد سخن دهد و روح تشنه ما را سیراب نماید:

 

-مرحوم شیخ عبدالباسط مردی بی تکلف و عادی بود. او قرآن را در ده سالگی در شهر خود ارمنت از توابع استان قنا در جنوب مصر حفظ کرد.استادش محمد سلیم حماد نام داشت. او وقتی قرآن را حفظ کرد بسیار مورد تشویق استاد قرار گرفت. ایشان تا سن 20 سالگی در شهرهای اطراف ارمنت تلاوت قرآن می کرد. در سن 20 سالگی به همراه پدرش به مرقد حضرت زینب در قاهره می رود و در آنجا پدر از او می خواهد تبرکاً پنج دقیقه قرآن تلاوت کند، اما پنج دقیقه او چنان با شور و حال و استقبال حاضران مواجه می شود که این مدت، یک ساعت و نیم طول کشید. پس از آن روز از رادیو مصر با او تماس می گیرند و می خواهند که با آنها همکاری کند تا صدایش به گوش جهانیان برسد. شیخ عبدالباسط در ابتدا نسبت به قبول این پیشنهاد مردد بود و ترجیح می داد که در شهر و روستای خود مشغول زندگی باشد زیرا زندگی در قاهره را بسیار دشوار می دانست اما آخر الامر به عنوان قاری قرآن در رادیو مصر مشغول به کار شد و از آن زمان به بعد شهرت عبدالباسط تمام آفاق جهان را دربرگرفت.

¤ چرا تلاوت های استاد عبدالباسط اینقدر دلنشین و لذت بخش است؟

 

-او قرآن را از جان و دل تلاوت می کرد و تلاوت او، خالص برای خدا بود. او در زمینه قرآن تقوای خدا را مراعات می کرد یعنی قرآن را برای قرآن می خواند و مسلم است که اگر سخنی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و در یک کلام او در تلاوت هایش خالص برای خدا قرائت می کرد. او در تلاوت ها به دنبال کسب رضایت شنونده نبود بلکه فقط رضای خدا را جستجو می کرد و تلاوت او بااخلاص عجین بود.

علت دیگر این گیرایی و دلنشینی، موهبت خاصی است که خداوند به ایشان عطاکرده بود و آن صدای زیباست که منحصر در ایشان بود. آن مرحوم سعی داشت در تلاوتها صدایش به حد اعلا که در اصوات موسیقی به آن «سوپرانو» گفته می شود برسد.

¤ تعامل و رفتار ایشان در خانه و با خانواده، بخصوص در رابطه با قرآن و حفظ و تلاوت آن چگونه بود؟-هرچند ایشان مشغولیت فراوان داشت و به سفرهای متعدد برای تلاوت می رفت اما به اعضای خانواده اهتمام زیاد نشان می داد. او دوست داشت ما اهل قرآن و قرآنی باشیم ولی هیچگاه به این کار مجبورمان نمی کرد، او ما را آزاد گذاشته بود که اگرخواستیم قرآن را حفظ کنیم و اگر نمی خواستیم کاری به کارمان نداشت و فقط برروی آموزش قرآن تاکید داشت و نه حفظ آن. او از معلمی بنام عبدالعزیز بکری(ره) دعوت کرده بود به خانه مان بیاید و به ما قرآن بیاموزد. بکری وقتی به خانه می آمد همه خواهران و برادران ما را جمع می کرد و از بزرگ تا کوچک به ترتیب قرآن می آموخت.

 

مرحوم پدر با وجود اشتغالات فراوان می دانست که در خانه، چه کسی قرآن می خواند و چه کسی نمی خواند و چه کسی مشغول حفظ قرآن است. آن مرحوم شخصی صاف و ساده دل بود و دائم تبسم بر لب داشت و آن را دوست می داشت. ویژگی او این بود که مردی آرام و ساکت و باطمأنینه بود. اکثراً سکوت می کرد. توکل بالا داشت. وقتی قرآن می خواند دنیا را فراموش می کرد.

¤ ایشان ناراحت و عصبانی هم می شدند؟

 

-برخی اوقات، اگر کاری و یا مسئله ای که خارج از چارچوب عقل و منطق بود می دید ناراحت می شدند، اما اغلب متبسم بودند، در حق ما دعا می کردند و ما را به خود نزدیک می ساختند.

¤ شنیدن خاطرات از زبان فرزند استاد عبدالباسط درباره پدر بسیار شنیدنی خواهد بود. به برخی از این خاطرات اشاره کنید.

 

-روزهای شنبه هر هفته ساعت هشت تلاوت پدر از رادیو مصر پخش می شد. در این ساعت همه اعضای خانواده بر سر سفره و کنار هم نزد پدر می نشستیم و به تلاوت ایشان گوش فرا می دادیم. همگی ما به مدت نیم ساعت سراپا گوش می شدیم، هیچکس تکان نمی خورد و حتی صندلی را هم تکان نمی داد و مرحوم پدر در اثنای پخش تلاوت، سر خود را روی آستینش می گذاشت و به فکر فرو می رفت.

ایشان در منزل با صوت تلاوت قرآن نمی کرد، مگر زمانی که عده ای از خبرنگاران یا مجریان رادیو یا عکاسان در منزل حضور می یافتند. اما عادت همیشگی ایشان این بود که هر روز پس از نماز صبح در اتاق خود قرآن می خواند. من وقتی شش ساله بودم با ایشان به مسجد امام شافعی می رفتم و به تلاوت های ایشان گوش می دادم.

در برخی مراسم و محافل قرآنی و جشن ها که ایشان به تلاوت می پرداختند مردم حاضر از ایشان می خواستند تلاوتش را تکرار کند. من دوست داشتم که در برنامه های تلاوت ایشان همراه پدر باشم، او همواره مرا به تلاوت قرآن تشویق می کرد. به یاد دارم هر وقت در اتاق، قرآن می خواندم و او در اتاق دیگری بود و از حضور ایشان بی خبر بودم، او صبر می کرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق می شد. اگر در اثنای تلاوت وارد می شد من تلاوت را قطع می کردم و او برای اینکه من کارم را کامل تمام کنم پس ازتمام کردن آیه به نزدم می آمد، و این خاطره زیبایی برای من است.

در بیشتر اوقات که برنامه تلاوت ایشان به پایان می رسید به هنگام خروج از مسجد یا محفل به خاطر کثرت مردمی که دور و بر ایشان را می گرفتند بسختی می توانست آن محل را ترک کند.

زمانی که اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نکرده بود ایشان به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت کرد و در محل مسجدالاقصی سوره اسرا راتلاوت نمود. وقتی فلسطین اشغال شد، ایشان دائماً از این موضوع اظهار ناراحتی و تألم می کرد و نسبت به ظلم رفته بر فلسطین ابراز انزجار و بیزاری می نمود و آرزو داشت که بار دیگر بتواند به مسجدالاقصی برود و خاطرات گذشته را تجدید کند و اگر هم خود نتوانست، فرزندانش پا به فلسطین گذاشته و در مسجدالاقصی به تلاوت قرآن بپردازند.

¤ ویژگی های سبک استاد عبدالباسط چیست؟

 

-ایشان در شیوه قرائت قرآن مبتکر بود یعنی هیچگاه از کسی تقلید نکرد، و با موسیقی درونی خود تلاوت می کرد. او سبکی را ابتکار کرد که پیش از او سابقه نداشت. از ویژگی سبک تلاوت ایشان اینکه در اثنای تلاوت، از قواعد موسیقی پیروی نمی کرد که از مقامی به مقام دیگر منتقل شود. زیرا او به عقیده من موسیقی تلاوت را بر طبق قرآن تنظیم می کرد نه قرآن را براساس موسیقی، به عبارت دیگر هیچ نغمه معینی وجود ندارد که قرآن بر آن تطبیق داده شود بلکه این قرآن است که موسیقی قرائت براساس آن تعیین و تنظیم می شود و شکل می گیرد.

زمانی که اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نکرده بود ایشان به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت کرد و در محل مسجدالاقصی سوره اسرا راتلاوت نمود. وقتی فلسطین اشغال شد، ایشان دائماً از این موضوع اظهار ناراحتی و تألم می کرد و نسبت به ظلم رفته بر فلسطین ابراز انزجار و بیزاری می نمود و آرزو داشت که بار دیگر بتواند به مسجدالاقصی برود و خاطرات گذشته را تجدید کند

¤ نقش قرآن در زندگی شما چگونه بود؟

-من از کودکی و سن شش سالگی قرآن می خوانم. از زمانی که در دوره ابتدایی درس می خواندم تا پایان تحصیلات دبیرستانی، خواندن قرآن در سر صف دانش آموزان به عهده من بود تا اینکه در سال 2001 (1380) به سفر عمره مشرف شدم و پس از بازگشت، شروع به حفظ قرآن کردم و این کار را با جدیت و پشتکار دنبال نمودم تا آنکه در سال 2003 (1382) موفق به حفظ کل قرآن به صورت حرفه ای شدم. پس از بازگشت از سفر فرانسه درخواست خود را به وزارت اوقاف مصر دادم و از سوی وزارت به عنوان قاری رسمی مسجد سیدی حسن انور انتخاب شدم.

¤ آیا تاکنون به کشورهای خارجی برای تلاوت سفر کرده اید؟

 

-وقتی شروع به کار تلاوت کردم اولین سفرم به کشور فرانسه بود که به دعوت مسلمانان آنجا در هفت استان این کشور به تلاوت قرآن پرداختم. پس از تعیین شدنم به عنوان قاری رسمی مسجد سیدی حسن به ترکیه و چند کشور دیگر که مسلمانان در آنها حضور دارند سفر کردم.

¤چطور شد که تصمیم گرفتید برای اولین بار به ایران سفر کنید

 

-من دعوت نامه ای از طریق سفارت ایران در قاهره دریافت کردم. در ابتدای امر در مورد سفر به ایران مردد بودم چون تاکنون به این کشور سفر نکرده بودم اما بحمدالله خداوند توفیق داد که به جمهوری اسلامی ایران بیایم و به اعتقاد من این یک فرصت بزرگی برایم است که با برادران مسلمان خود در ایران دیدار کنم. من با اقبال زیادی از سوی جوانان برای شنیدن قرآن مواجه شدم و حافظان و قاریان مجد و کوشایی را دیدم.

¤ قبل از سفر به ایران چه ذهنیتی از ایران داشتید و چرا برای آمدن مردد بودید؟

-من شناخت عینی دقیقی از ایران نداشتم اما پس از آمدن دیدم قرآن در این کشور مورد تکریم و احترام است و ماشاءالله تعداد زیاد و قابل توجهی از قاریان و حافظان و نمازگزاران در این کشور وجود دارند و این مسأله ای افتخارآمیز است و من هرگز چنین چیزی را پیش بینی نمی کردم.

¤ ارزیابی شما از قاریان ایرانی از لحاظ فن قرائت و صوت و لحن چگونه است؟

 

- من دیدم اکثر قاریان ایرانی از قراء مصری تقلید می کنند. این مسأله اشکالی ندارد اما باید تلاش کنند در آینده خودشان دارای سبک و روش خاصی شوند؛ ولی تلفظ حروف آنان بسیار خوب بود.

¤ اصولا نظر شما در مورد تقلید در تلاوت قرآن چیست؟

 

-یک قاری در ابتدای شروع به کار با قرآن بایستی قرآن را دوست داشته باشد. پس از آن باید به تلاوت قرآن گوش دهد و مطمئناً در این راه تلاوت قاریانی چند برای او دلنشین خواهد بود و او سعی خواهد کرد از آنها تقلید کند. عده ای هستند که می توانند بخوبی از قاری الگوی خود تقلید کنند و برخی نمی توانند چون صدایشان با صدای او همخوانی ندارد. اما همه اینها در آغاز راه است و چند سال هم می تواند ادامه یابد و اشکال ندارد ولی رفته رفته باید راه خود را از او جدا کند و برای خویشتن روش تلاوت خاصی انتخاب کند.

¤ شرایط موفقیت یک قاری قرآن را در چه می بینید؟

 

-باید گفت هیچ قاری نمی تواند مانند دیگری شود و هر یک روش و بهره خاص خود را دارد اما به نظر من یک قاری در ابتدای امر باید یک حافظ کل قرآن باشد و هر روز صفحاتی چند از آن را مطالعه و مراجعه کند و شرط اساسی دیگر این است که در تلاوت هایش برای خدا اخلاص داشته باشد، رضای خدا را مدنظر قرار دهد و کسب رضای خلق برای او اهمیت نداشته باشد.

¤ آیا فرزندان قاریان مشهور مصری توانسته اند راه پدران خود را ادامه دهند؟

 

- این مسأله یک مسأله ژنتیکی است، اما لازمه این کار این است که اولا فرزند یک قاری به قرآن و تلاوت آن عشق بورزد و علاقمند باشد و هرگاه حب قرآن و حب تلاوت با هم جمع شد و از موهبت الهی صوت و لحن زیبا هم برخوردار گردید، در آن صورت است که می تواند جا پای پدر گذاشته و از او این روش را به ارث ببرد.

¤ از میان فرزندان استاد عبدالباسط چرا یاسر بطور رسمی وارد سلک تلاوت و قرائت قرآن در محافل رسمی شده و به عنوان قاری رسمی یکی از مساجد مهم مصر تعیین شده است؟

 

-من پیش از این، در کار تجارت پوست فعالیت می کردم. شبی مرحوم پدر را در خواب دیدم که در میان جمعی نشسته و قرآن را با یک نفس تلاوت می کند. او در همان خواب روبه من کرد و گفت: باید قرآن را با یک نفس تلاوت کنی (شاید منظورش این بوده که باید مداوم قرآن را بخوانم). پس از آن خواب بود که را ه و رسم من عوض شد و با خود تعهد کردم که وارد عرصه حفظ و تلاوت قرآن شوم و اکنون جز تلاوت قرآن به کار دیگری نمی پردازم.

¤ پس می توان نتیجه گرفت که یاسر توانسته است پا جای پـای پدرش عبدالباسط بگذارد و از او دنباله روی کند؟

 

-بله، خداوند این توفیق را داده است که عملا دنباله رو ایشان باشم و این از برکت قرآن عظیم است و به نظر می رسد مرحوم پدرم برای ما زیاد دعا کرده که این توفیق شامل حالمان شده است.

¤ شنیده ام که مصری ها به اهل بیت پیامبر(ص) ارادت قلبی زیادی دارند و آنان را بسیار دوست می دارند.

 

-ما همگی مزار اولیای صالح را زیارت می کنیم، از مزار رأس الحسین(ع) تا دیگر اولیای الهی و حتی اولیاء بزرگان غیر منسوب به اهل بیت.

ما ایام ولادت حضرت حسین و حضرت زینب و حضرت نفیسه و رقیه و حسن انور را جشن می گیریم و بسیاری از قاریان مصری علاقمند هستند که در این مناسبت هابه تلاوت قرآن بپردازند. شاید تعجب کنید که مرحوم پدر یکی از علاقمندان و عاشقان اهل بیت(ع) بود و چنانکه ابتدا گفتم مرحوم پدر زمانی که 20 ساله بود باتفاق پدرش عازم حرم حضرت زینب در قاهره می شود، در آنجا از او می خواهند که به تبرک این مکان شریف ایشان نیز ده دقیقه قرآن تلاوت کند اما تلاوت استاد عبدالباسط چنان جمعیت را منقلب می کند و شور و ولوله در آنها ایجاد می نماید که تا یک ساعت و نیم به طول می کشد. از آن پس بود که رادیو و مطبوعات به سراغ او آمدند و ایشان دارای آوازه جهانی شد. مرحوم پدر دائماً به فرزندانش می گفت او هرچه دارد از حضرت زینب است و رمز موفقیت و شکوفایی هنر قرائت او بخاطر حب حضرت زینب و اهل بیت بوده است.

(در اینجا به یاد سخن یکی از همراهان یاسر عبدالباسط می افتم که می گفت در جریان سفر به ایران گرایشات اهل بیتی ایشان کاملا مشهود بود، به طوری که وقتی او را به مشهد بردیم تا در محفل انس با قرآن که در مهدیه مشهد برقرار بود به تلاوت بپردازد او پیش از آنکه وارد مهدیه شود رو به بارگاه امام رضا(ع) کرد و نسبت به آن حضرت ادای ادب و تحیت و احترام کرد و پس از مراسم نیز راهی زیارت امام رضا شد و در حرم مطهر دوبار نماز خواند و برای پدرش دعا کرد. او نسبت به این همه عظمت و احترام و تکریم نسبت به امام معصوم از سوی زائران حاضر در حرم ابراز شگفتی می کرد. او همچنین سؤالاتی در مورد امام علی و حضرت زهرا و سایر ائمه معصومین علیهم السلام مطرح می کرد که پاسخ های لازم به او داده می شد.)

¤ هرچند ما سؤالات متعدد دیگری نیز داشتیم که می خواستیم از او بپرسیم اما فشار اطرافیان و میزبانان استاد و اظهار خستگی ایشان ما را از ادامه این گفت وگو ناکام گذاشت اما ایشان به ما وعده داد که در سفر بعدی با زمان بیشتر به گفت وگو بپردازد و من او را تا اتاق محل استراحتش در طبقه دهم هتل لاله تهران بدرقه می کنم در حالی که ساعت 30/1 بامداد را نشان می داد.

 

کیهان


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در دوشنبه 11 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

شهادت امام جوادالائمه(ع)

مراسم شهادت مولا جوادالائمه (َع) و ۴۰شب تا عاشورا  در مکان برگذاری مراسم محرم۱۴۳۰برگذار میشود.

از همه ی دوستان دعوت میشود تا در این مراسم شرکت نمایند.

آدرس مراسم: خ جی خ رشحه اولین کوچه سمت چپ

ستاد محرم الحرام۱۴۳۰


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در سه شنبه 5 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع اطلاعيه ها | لینک ثابت

فاطمةالزهرا(س)

حضرت زهرا دلش از ياس بود

السلام عليك يا فاطمةالزهـــــــرا-سلام الله عليها


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در شنبه 2 آذر 1387 ساعت 08:29 موضوع تصوير | لینک ثابت

عکس های طنز

به تو داره نگاه میکنها!!!!

با مشت میام تو پوزتا!!!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 23 آبان 1387 ساعت 10:42 موضوع سرگرمی | لینک ثابت

بخوان امسال ما را هم به بيت الله گيسويت

بخوان امسال ما راهم به بيت الله گيسويت

خدا را حلقۀ کعبه‌ست اين يا حلقۀ مويت

چه دور افتاده‌ام از حجراسماعيل پهــلويت

تمام عاشقان بر گرد گيسوي تو مي‌چرخند

بخوان امسال ما را هم به بيت الله گيسويت

شبي از خطّ نسخ روي ماهت پرده را بردار

شکسته قلب‌ها را خطّ نستعليق ابرويت

نه تنها چشم هايت سورة الشّمس مي خوانند

به الميزان قسم، تفسير يوسف مي‌کند رويت

تعالي الله خود لبّيک اللّهم لبّيکي

چه لبّيکي که در هفت آسمان پيچيده هوهويت

«علیرضا قزوه


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 2 آبان 1387 ساعت 08:29 موضوع شعر | لینک ثابت

" فضل الله مهتدی صبحی "یکی از نجات یافتگان فرقه ی بهائیت

طي سالهاي بعد از شهريور ۱۳۲۰ مبارزه بر ضد بهائيت بالا گرفت و براي خود ادبيات ويژه اي را در متون

فارسي از مطبوعات گرفته تا کتابها و جزوات تشکيل داد. رديه نويسي ها و خاطرات بخشي از آنها بود. اندکي بعد اين کار با نظم و  ترتيب جدي تري دنبال شد و کساني به طور خاص در پي بازگرداندن بهائي ها به آيين اسلام بودند.

البته بخشي از ادبيات ضد بهايي مربوط به دوران شکل گيري آن در آغاز حکومت ناصري است. در باره اين ادبيات در فارسي کمتر نوشته اي به چشم مي خورد. آن طرف هم هرچه منتشر مي شود از بهائي هاست که کمتر به اين مباحث مي پردازند.

از حق هم نبايد گذشت که مرام بهائيت بهترين خاطراتش در جذب افراد و همزمان بدترين آنها در بيرون رفتن آنان از بهائيت است. فکر نمي کنم در هيچ آييني اين قدر سريع کساني جذب شوند و با همان سرعت بلکه بالاتر از آن، از آن مرام درآيند و  بيرون روند.

اگر کسي مطبوعات يکي دو دهه پيش از انقلاب را ورق بزند خواهد ديد که چه قدر بهايي با عکس و مشخصات در مطبوعات اعلام انزجار از مرام بهائيت کرده اند. شايد هزاران نمونه را در نشريه نداي حق بتوان يافت که آن زمان توسط سيد حسن عدناني چاپ مي شد. شنيدم که پرونده هاي اين قبيل افراد را هم مرحوم آقاي حلبي جمع آوري کرده و در کتابخانه آستانه قدس به وديعت نهاده است. اي کاش آن اسناد هم چاپ مي شد.

اما در مطبوعات مذهبي ده بيست و سي مقالات و خاطرات فراواني در رد بهائيت چاپ شد . نشريه آيين اسلام از آن جمله بود. مرحوم حاج سراج انصاري هم سلسله مقالاتي تحت عنوان بهايي کيست داشت و ديگران.

اما آنچه در آن زمان جالب توجه بود، خاطرات بيشماري از سران بهائيت بود که برگشته بودند و به تدريج خاطرات خود را در مجلات ديني به چاپ مي رساندند.

يکي از اينها فضل الله مهتدي صبحي بود که خاطراتش هم در نشريات چاپ شد و هم به صورت کتاب. ديگري هم عبدالحسين آيتي بود که او هم در نگارش در رد بهائيت آن هم بر اساس خاطراتش تلاش زيادي کرد.

صبحي و پدرش از نزديکان عبدالبهاء يعني باني بهائيت – پس از مير علي محمد باب که باني بابيت بود و صبح ازل ادامه دهنده راهش  و عبدالبهاء از نيمه راه همه چيز را به نام خود ثبت کرد – بودند و به او و مرام بهائيت خدمت کرده بودند.

آنچه اکنون چاپ شده خاطرات همان صبحي است که در شکل و شمايل جديد عرضه شده است. مقدمه اي به عنوان پيش نوشتار دارد که شرحي است از جريان صوفيه و چگونگي شکل گيري مذهب شيخيه توسط شيخ احمد احسايي و بعد هم درآمدن بابيت از دل آن و تغيير شکل آن به صورت بهائيت و بعدهم شرح حال عبدالبهاء و عباس افندي و شوقي افندي و برخي ديگر از انشعابات آن.

بايد همين جا عرض کنم که در اين باب هنوز هم يک صد و پنجاه صفحه نخست کتاب بهائيان محمد باقر نجفي عالي است.

پس از آن شرح حال صبحي آمده و تصويري از او در بچگي و بعد هم زندگينامه اش و اين که چه سالهايي در خدمت بهاء و بهائيت بوده است.

زان پس ديگر خاطرات خود اوست که خواندني است.

 

منبع :سرخوردگان و پشیمانان از فرقه بهائیت


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 2 آبان 1387 ساعت 08:29 موضوع مقالات فرهنگي | لینک ثابت

خانه ی ما اينجاست

من دلم میخواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی میکوبم
و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم
ای دوست خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عمادطیبی در پنجشنبه 2 آبان 1387 ساعت 08:29 موضوع شعر | لینک ثابت